الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
68
شرح حديث عرض دين حضرت عبد العظيم حسنى (ع) (فارسى)
را نشنيده باشيم به وجود او حكم مى كنيم و غير متصوّر بودن شكل او مانع از حكم به وجود او نيست . استحالهى تعقّل ذات بارى تعالى نيز مانع از اطلاق شيء و موجود بر او و اشاره به او نيست و غايت و نهايت معرفت ذات او همين « أنه شيء و موجود ، و ليس كمثله شيء » است ، و معناى اينكه خارج از حدّين است همين است كه منزه از تعطيل و ابطال و منزه از تشبيه است كه با اثبات انّه شيء و موجود و قادر و عالم ، و ليس كمثله شيء اقرار به او و ايمان و اعتقاد به او حاصل مىشود و اين به اين معنى نيست كه ذات او امر بين امرين است بلكه مقصود اين است كه در ارتباط به اقرار و اعتراف به او و باور به او عقيده امر بين امرين است به اين معنا كه هم اقرار به وجود الله است ، و هم تنزيه از تشبيه است در مقابل انكار يا اقرار و تشبيه اثبات ذات و نفى تشبيه است كه بين آن دو است و به عبارت ديگر عدم ثبوت يا ثبوت و تشبيه مقابلش ثبوت و عدم تشبيه است . به هر حال چه تعبير به امر بين امرين دقيق باشد يا نباشد مطلب معلوم است و كلام در هويت و كنه بارى تعالى نيست تا كسى بگويد : تعطيل و تشبيه نقيضين نيستند ؛ زيرا ارتفاع هر دو ممكن است نه تعطيل است و نه تشبيه پس اگر تعطيل و تشبيه نيست پس چيست و بگويد فراتر است و حق است آن هم نه به آن معنا كه ثابت است و واقعيت و حقيقت دارد خالق و موجد اشياء ، بر طبق حكمت و مصلحت است و نه به معانى ديگر كه در تفاسير از حق بيان شده و مثل راغب در مفردات القرآن بيان كرده است حق به اين معنى كه در مقابل آن عدم است نه عدم خود او بلكه عدم همه اشياء و حق غير